الشيخ أبو الفتوح الرازي
105
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اصحابي و هم اخواني ، شما يارانيد ، و ايشان برادرانند . * ( وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ ) * ، در اقامت نماز دو قول گفتهاند : يكى ادامت ، يعنى مادام نماز به پاى دارند ، و به هيچ وجه ( 1 ) در نماز خلل نكنند و مواظبت و مداومت نمايند ، چنان كه گويند : « فلان مقيم على كذا ، اى مديم له و أقام الحجّ و أقام السّوق » گويند ، چون پيوسته بر سر كار باشد و فرو نگذارد ، چنان كه شاعر گفت : أقامت غزالة سوق الضّراب لأهل العراقين حولا قميطا و قول دوم آن است كه : ادا كنند بر وجه خود به اركان و شرايط و حقوق خود ، چنان كه گويند : فلان مقيم لهذا الأمر إذا أتى به معطيا حقوقه . [ امّا ] ( 2 ) « نماز » در لغت دعا باشد ، چنان كه شاعر گويد : و قابلها الرّيح في دنّها و صلَّى على دنّها و ارتسم اى دعا عليه . چون چنين باشد ، اين از الفاظ منقوله باشد ، براى آن كه در شرع عبارت است از اين افعال كه قيام و قعود و ركوع و سجود است ، به خلاف آن كه در ايمان گفتيم و شبه او به اصل وضع از آن جاست كه غالب بر نماز دعاست ، براى آن كه عبارت است مر خداى [ را ] ( 3 ) تعالى : و خواندن او بر سبيل خضوع و خشوع . و ابو حامد الخارزنجىّ مىگويد : اشتقاق او از « صلا » است ، و آن آتش [ 20 - ر ] باشد ، من قولهم : صلَّيت العصا اذا قوّمتها بالصّلاء و هى النّار ، و قال الشّاعر : فلا تعجل بأمرك و استدمه فما صلَّى عصاك كمستديم اى ما قوّم امرك كالمتأنّي . اكنون بايد كه نماز كن ، متأنّى باشد ، و حدود او نگه دارد ، و شرايط او ظاهرا و باطنا به جاى آرد ، چنان كه آن كس كه چوب بر آتش راست كند ، چه اگر تأنّى نكند و پيش از وقت بجنباند بشكند ، و اگر بسيار بر آتش رها كند بسوزد ، بر وفق آنچه شرع فرموده است تا نماز او عبادت باشد . و گفتهاند كه : اشتقاق او از « صلَّى ( 4 ) » است ، و آن لزوم باشد من قوله :
--> ( 1 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مر : وقت . ( 2 ، 3 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 4 ) . اساس به صورت « صل » هم خوانده مىشود .